امروز خیابان ولی عصر حد فاصل تجریش تا راه آهن شاهد يكي از باشكوه ترين كمپين هاي سياسي تاريخ خود بود كه در چند وجه ممتاز و ويژه بود. مشخصاً افزايش ظرفيت عمومي در تحمل يكديگر و اصالت گذاشتن بر ديالوگ به جاي گفتمان مشت و لگد يكي از نتايج مستقيم 8 سال توسعه سياسي دولت سيد محمد خاتمي است. اين راهپيمايي عظيم كه خودجوش بودن مهم ترين وجه آن بود نمايشي بود براي گذار از فرهنگ ميتينگ هاي اتوبوسي. و من اون رو نوعي فرياد خفته ديدم كه اميدوارم آنها كه بايد به آن توجه كنند صداها را به موقع و واضح بشنوند.
صرف نظر از توان تشکیلاتی یک نهاد عمومی برای فراهم آوردن تجمعات انتخاباتی برای یک کاندیدا که صد البته از امکانات بیت المال صورت می گیرد، برنامه امروز تهران نشان داد كه لايه هاي زيرين جامعه با حساسيت(و شايد نگراني) تحولات فعالان سياسي كشور را رصد كرده و نسبت به آن واكنش نشان مي دهد.
رقيب ما نيز امروز با مصلي به مدد همين امكانات و برنامه ريزي چند روزه و صد البته اتوبوس هايي كه از شهرهاي ديگر براي هر چه باشكوه برگزار شدن آن به تهران آورده شده بود برنامه سنگيني را برگزار كردند. در اروميه هم همين زمزمه ها شنيده شد، تا جايي كه نامه يكي از نهادهاي انقلابي براي حضور اعضا و خانواده ها و نيز بسيج مردم مناطق اطراف در آنجا واكنش هاي متفاوتي را برانگيخت. به نظرم بيشترين هدف از اين برنامه ها حفظ روحيه حاميان دولت و طرفداران و در عين حال زمينه سازي رواني براي امدادهاي غيبي احتمالي در دور اول است كه نشان داده شود همهگان ديدن تمام برنامه هاي ايشان با چه حرارتي و استقبالي از مردم آن منطقه روبرو شد! و اين رويكرد مشخصاً پس از چند استقبال سرد از ايشان خاصه در خرمشهر و ... كه موجبات ناراحتي شديد اين تيم را به دنبال داشت، اتخاذ شده است.
امروز در خيابان ولي عصر كه قدم مي زدم -صرف نظر از شعفي كه به خاطر سياسي شدن جوانان اين مرز و بوم به من دست داد- يكي از نكات قابل توجه طرح شعارهايي بسيار بديع به صورت خودجوش از سوي اين جوانان بود كه طبق خاطره هاي بزرگترها يادآور دوران انقلاب اسلامي مي گشت.
اما در لا به لاي تمام شعارهايي كه شنيدم انصافاً يكي خيلي به دلم نشست و آن اين كه: "موسوی! موسوی! پرجم ایرانمو از احمدی پس بگیر!/" كه با شور و حرارت بسيار توسط جوانان در پياده روها خوانده ميشد. اين شعار كه اشاره به استفاده حاميان رييس جمهور از پرچم ملي داشت از اين جهت جالب شد كه مردم به درستي فهميدند كه آقاي احمدي نژاد نمي خواهد يا نمي تواند سمبل يك جريان ملي فراگير به صورت حداكثري ممكن باشد. دليل آن هم به طرز واضحي عدم پوشش مطالبات بسياري از لايه ها خاصه نسل تحصيل كرده و آگاه جامعه است. در عين حال بي توجهي ايشان در پيگيري منافع ملي نيز مي تواند در تشديد اين ذهنيت موثر واقع شده باشد.
مطلب زياده و اين روزها وقت كم. امروز ايران در آستانه يك تاريخ ايستاده است. تا بعد...