اتفاقات حیرت انگیزی داره در جامعه اتفاق می افته. در ساحت سیاست هم همین طور. من رو در خوف و رجا نگه داشته. در حالتی از بیم و امید. انتخابات هم بهانه این روایته. یک جور آستانه. نتیجش تقریباً برام روشنه. اما تبعاتش فراگیرتر از اونه که فکر می کردم. ترجیح می دهم فعلاً راجع به این مطلب بیشتر چیزی ننویسم. می خواهم بیشتر نظاره کنم. دلایلم هم فعلاً شخصیه.
مناظره امشب میرحسین واجد ویژگی های جدیدی بود. کنار هم قرار دادن حلقه های زنجیره حوادث یک پازل دو وجهی رو پیش روم می زاره. امیدوارم یکی از این روایت ها متواتر بشه تا داستان اجازه ادامه پیدا کنه.
شاید این انتخابات سرنوشت صد سال آینده ایران رو رقم بزنه... این مساله بیشتر من رو نگران و خوشحال می کنه.