تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی اصحاب کهف
مذهبی. اجتماعی. سیاسی

حدود ۲۲ روز دیگر به انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده است. حساب می کردم که با فرض مشارکت ۶۰٪ حدود ۶/۲۷ میلیون نفر شرکت کننده داریم. که ۴۰٪ این مقدار حدود ۱۱ میلیون نفر و ۴۴٪ اون حدود ۱۲ میلیون نفر میشه.

روزنامه کیهان در یک اعتراف زود هنگام و بر خلاف نظر قبلی که رأي آقاي احمدي نژاد را ۶۰٪ اعلام كرده بود از ريزش عدد آن به ۵۰٪ خبر مي دهد. اين در حالي است كه طبق يكي از نظرسنجي( و نه نظرسازي!) هاي سراسري حدود ۵/۱ پيش آقاي احمدي نژاد ۴۶٪ به ۳۶٪ از ميرحسين جلو بود. در يك نظرسنجي سراسري و نسبتاً معتبر ديگر كه حدود ۲ هفته پيش اعلام شد اين نسبت به ۴۱٪ به ۳۸٪ تغيير يافت.

اين ريزش رأي آقاي احمدي نژاد و افزايش رأي ميرحسين طبيعي است؛ چرا كه اولي سقف رأي دارد و دومي كف رأي، اما شيب نمايي اين كاهش و افزايش به نظرم نشان مي دهد كه مهندس از زير به ۴۰٪ و رييس جمهور از بالا به ۴۰٪ نزديك و نزديك تر مي شوند و بسيار احتمال مي دهم كه طي دو هفته آينده و با آغاز زمان تبليغات اين روند معكوس شود.

مثل روز برايم روشن است كه با فرض دوم خردادي شدن فضا و ايجاد تابع خطي در ريزش و رويش راي دو نفر و با مشاركت بالاي ۷۰٪ مهندس موسوي در همان دور اول انتخابات برنده خواهد بود. مسأله اي كه بيشترين ترس را در ميان جناح مقابل ايجاد كرده و به همين جهت بسيج عمومي امكانات و برنامه ريزي اعم از صدا و سيما و نهادهاي وابسته جهت سرد نگاه داشتن فضا انجام مي شود. مثلث زر و زور و تزوير به كار افتاده تا با دروغ پراكني، پخش پول و سيب زميني و ارزاق و بن و نيز تخريب ذريه زهرا(س) به مطامع خود برسد. هر چند عاقبت كارناوال سازان عاشورا در سال ۷۶ بايد از اذهان ايشان پاك نشود.

حتي با اين فرض كه رأي رييس جمهور زير ۴۰٪ نيايد، عددي حدود ۱۱ ميليون را نشان مي دهد كه رأي ساام ايشان است و براي رسيدن به حد نصاب ۵۱٪ به بيش از ۳ ميليون امداد غيبي احتياج دارد؛ چه در اين صورت تازه به مرز رأي دور اول مي رسد و براي حفظ ظاهر و با فرض امداد دو برابر(يعني ۶ ميليون) به عدد ۱۷ ميليون مي رسد كه تازه برابر رأي آقاي احمدي نژاد در دور دوم سال ۸۴ مقابل آقاي هاشمي است.اين را هم بدانيم كه بسياري از اين ۱۷ ميليون رأي "نه" به آقاي هاشمي بود كه با فرض خلف و نيز با اين فرض كه فقط در شهرهاي بزرگ و در آنجا هم فقط ۳۰٪ رأي هاي آقاي احمدي نژاد ريزش داشته باشد كه تازه در چنين حالت ايده آلي ماحصل حدود ۱۴ ميليون و اين همان اعتراف اسمي كيهان از سر استيصال است.

با تحليل نمايي انتخابات به دور دوم كشيده شده و رييس جمهور مستقر را با چالشي جدي رو برو مي سازد و با تحليل خطي انتخابات در دور اول شكستي سهمگين بر پيكر دولت تك دوره اي انقلاب فرود خواهد آورد. شايد از همين روست كه براي اولين بار به صورت عريان مي خواهند ميزان رأي ملت نباشد. اما با ۶ ميليون امداد غيبي چه بايد كرد؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   | 

این هفته تو دو تا مناظره که توسط دوستان بسیج ترتیب داده شده بود و هر دوش در دانشکده علوم برگزار می شد شرکت کردم. واسه مدعیان اخلاق و اسلام و ... متأسفم.

بازخوردهای دو جلسه در میان طیف های مختلف برای خودم حاکی از این بود که من به اهدافی که مدنظر داشتم، رسیدم. دوستان اون طرفی هم می توانند بگویند آقای نادری و صفارهرندی در هر دو مناظره برنده شدند و من حرفی برای گفتن در مقابل استدلال های آنها نداشتم

امسال با توجه به محدودیت های بی سابقه ای که دولت در امر برگزاری میتینگ و مناظره و سخنرانی و کلا هر کار دیگر انتخاباتی در دانشگاه ایجاد کرده بازار مناظره های دانشجویی خیلی داغ شده! طوری که خود من فکر می کنم این جور برنامه ها از سخنرانی بزرگان مؤثرتر واقع میشه.

علی رغم هشداری که به دوستان بسیج داده بودم برنامه دیروز هم به خشونت کشیده شد. متأسفم. رسانه های اون طرفی هم که ماشاالله مثل قارچ زیادند به صورت یک طرفه طبق انتظار قبلی اون رو به طرفداران مهندس موسوی نسبت دادند. این هم می گذره. عیبی نداره.

البته من به بر و بچ اصولگرا هم گفتم که شما چنان فضا رو در این چهار سال بستید که در اولین فرصتی که میتونه بروز کنه به خشونت کشده میشه. فضا خیلی رادیکال شده، البته در زیر لایه ها. این حرفی که من یک روز حدود ۲ سال پیش تو دانشگاه جلوی همین دانشکده علوم به خود سجاد صفارهرندی که مسئول وقت بسیج دانشگاه بود گفتم و احتمالاً خیلی جدی نگرفت. بگذریم

نمی دونم چرا یک عده همیشه دوست دارند ما بچه مذهبی ها رو از بقیه جامعه با گرایش های خودشون سکولار، لائیک و ... جدا کنند؟ اونها اونور جوب، ما اینور. به نظر من این تنزه طلبی یک جور عافیت طلبی ناتمامه. نسخشم دیگه داره اکسپایر میشه. باید زد به دل طوفان. با برنامه و توکل به خدا. باید جریان موجه تغییرات رو مدیریت کرد. ای کاش اونها که باید بفهمن، بفهمند. هر چند بعید می دونم تا کی سرشون به سنگ بخوره. ولی می ترسم اون روز نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان. نمی دونم.

شنیدم یک گروه هم داره کار می کنه تا علیه مهندس برای انتخابات لوح های فشرده تخریبی در بیاره. تا کی می خوان به این رفتارشون ادامه بدهند؟ نمی دونم. خدا هدایتشون کنه. این خط امامه؟ خط رهبریه؟ اسلامه؟ انقلابی بودنه؟ یا قدرت طلبی در ماکیاولی ترین صورتشه؟ نمی دونم.

یک سری عکس جالب هم از دوران جوانیمهندس منتشرشد خیلی جالب بود. هر روز دارم بیشتر به او علاقه مند می شم. به خاطر تمام چیزهای ارزشمندی که ازش می بینم. به خاطر صداقتش، به خاطر صراحتش، به خاطر خیلی چیزها...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   | 

دقایقی پیش مطلع شدم مرجع عالیقدر شیعیان جهان آیت الله بهجت به ملکوت اعلی پیوست. این مصیبت کمرشکن ضربه ای بر فقرات مومنین و شیعیان بود. بدین وسیله این ضایعه را به حضرت ولی عصر(عج) و رهروانش تسلیت عرض می کنم. خدایش با مقتدایش امیرالمومنین(ع) محشور کناد. کاروان آهسته رو... کمی آهسته تر... خیلی آهسته تر...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   | 

این روزها که تو برخی سفرهای استانی مهندس همراهشم بعضی چیزهای تأسف برانگیز می بینم که واقعاً تحملش سخته. مثلاً پریروز تو قیام دشت یک مرد ژولیده ای سمتم آمد و گفت آقا ببخشید جواب نامه ها رو کی میده؟ من که جا خورده بودم گفتم: نامه؟! کدوم نامه؟ گفت همون برادری که کت و شلوار خاکستری داشت گرفت، نمی دونم...

دو زاریم افتاد. از یک طرف نمی خواستم امیدشو ناامید کنم، از سمت دیگه دوست داشتم با تمام توانم سر محمود و دولت نهم به خاطر این بدعت های ناتمام و مدیریت غلطشون و بی عرضگیشون تو اداره کلان جامعه فریاد بزنم. این جوری شده که به جای مدیریت مشکلات جامعه با راه حل های کلان و بلند مدت و استراتژیک فقط راه حل های مسکن و پوپولیستی به کار میره.

امروز تو رودهن هم یک پسر بچه ۳ ساله که با مادرش برای دیدن برنامه مهندس اومده بود(و البته دیر رسیده بودند) رو به مادرش گفت بریم تو عروسی دیگه!!؟ مادرش گفت: خیلی خوب، واستا میریم حالا!!! یک لحظه مُردم از خنده.

این روزها داره خیلی سریع می گذره. هر چی بیشتر می گذره احساس من از شکست رقبا تقویت میشه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   | 

اين روزها در فرصت كمي كه دارم سركي به اينترنت مي زنم اما چيزي كه چند روزه توجهم رو به خودش جلب كرده  بازتوليد آدم هايي است كه همه از سعيد حجاريان بت ساختند و با وجود اينكه به او فحش مي دهند شيفته كنش و نام او در جنگ رواني هستند. بعضي جوان هاي تازه به دوران رسيده در سياست و رسانه!!! كه در سر سوداي بزرگ شدن دارند. دلم به حالشان مي سوزد. البته اونها حق دارند بزرگ باشند و شايد خيلي دوست داشته باشند كه ازشون تقدير بشود. مثلاً همه اونها رو خيلي گنده در عرصه توانايي هاي فكري- رواني قلمداد كنند؛ آرزو بر جوانان عيب نيست.

داستان تخريب هاي ما هم در آخرين نسخه به گزارش حضور ما در تشكيل يك اتاق جنگ رواني عليه دانشجويان رسيده. كلي خنديدم. گفتم بروم حداقل اتاقش رو زنده كنم جالب تر اينكه كلي از رفقاي خودم در اين تارنماها (كه فقط تارنمايي مي كنند!!!) مطلب مي نويسند. پس بعيد مي دونم كه ما رو نشناسند اما اين اتفاقات تأسف بار نزد من حاكي از تقدم قدرت بر اصول براي برخي جويندگان نام و نشان است....

پناه مي برم به خدا از شر شيطان رانده شده، از اون لحظه اي كه به دليل قساوت قلب نور ايمان از دل بيرون ميره دقيقاً زماني كه فكر مي شود در اوج ايمانيم، از اون لحظه اي كه دعا ديگه بالا نمي ره...

امروز مهندس مهمان دانشكده فني و اساتيد دانشگاه ها بود. اين عكسم خيلي خفن بود!!!!!!

استقبال از مهندس در کرمان هم فوق العاده بود؛ اين هم يك يادگاري از كرمان:

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   | 

پريروز در دانشگاه اميركبير يك سخنراني يك طرفه از سوي بسيج دانشجويي بر عليه دانشگاه آزاد با حرف هاي سليمي نمين و زاكاني برگزار شد كه به تشنج كشيده شد. البته من نسبت به آقاي جاسبي و سازمان مربوطه موضع له يا عليه ندارم و موضوع برايم علي السويه است لكن مساله بدي كه اتفاق افتاده بود توهين يكي از برگزاركنندگان جلسه نسبت به شهدا و رزمندگان بود كه برايم خيلي عجيب نمود!!

وقتي كه تعدادي از بچه هاي دانشگاه آزاد به روند جلسه اعتراض مي كنند آن عزيز تمام مشكلاتي كه وجود دارد را از بچه هاي شهدا و بسيجي ها مي داند!! هر چه فكر كردم كه از سر عصبيت يا به دليل فشار برنامه چرا بايد چنين حرفي در برنامه خود بسيج زده شود توجيه نشدم. تنها دليلي كه پيدا كردم اين بود كه يك عده بسيج و جنگ و شهدا را تا زماني كه با اميال آنها مطابقت داشته باشند مي پسندند و زماني كه استقلال بورزند گويي از جرگه مجاهدت خارج مي شوند!!!

حكايت سكولاريسم در دولت نهم نيز سرشتي مشابه دارد. ديشب به دوستي مي گفتم: خيانتي كه دولت نهم به خون شهدا و آرمان هاي امام و انقلاب كرد هيچ دولتي پس از انقلاب نكرد. اين داستان ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   | 

امروز صبح رفتم ستاد، حاج سعيد با خنده گفت: افراطي! خشونت طلب! تندرو! تندرو!...

از خنده و لحن حاجي فهميدم بازهم رفقاي اون طرفي ما رو كوبوندن به جدول! حاجي گفت: رجانيوز زدتت! پخي زدم زير خنده قاه قاه. گفتم: منو؟! واسه چي؟ گفت: نوشته تندرويي!!

خلاصه امروز وسط كارهام يك سري رفتم تو رجا گشتم ديدم خبري نيست تا دوستان لينكشو دادن. اينجا مي تونيد متنو بخونيد.

مطلب اينقدر توش راست و دروغ سر هم بود كه انصافاً فقط ميشد باهاش خنديد. مثلاً اينكه حاج حسين نقاشي كجا بود تو اين هير و وير؟! انصافاً تو اين فشار كار براي تغيير حال و هوا خيلي به درد خورد. از اين جهت ممنون رفقام. ولي واقعاً فكر نمي كردم اينقدر شناخت و آگاهي رفقا از ستاد ما ناقص باشه. البته اگه دوستان خيلي اصرار داشته باشند مي تونم يك سري كد راجع به اينكه واقعاً الآن تندورها كجا هستند و چه مي كنند، ارائه كنم تا اطلاعات دوستان بالا بره!

تو مناظره اي هم كه تو امام صادق(ع) آقاي مرادي فرمود كه شما (يعني من!) قبل از اينجا تو ستاد آقاي خاتمي بودي كه البته من گفتم با وجود ارادت زياد به ايشون اونجا نبودم!! خلاصه از ايشون اصرار و از بنده انكار برادرمون رفت كه كد اين داستان رو بياره!! رفت كه رفت!! هنوز هم به دوستانشون مي گم به ايشون يادآوري كنند بياره!! 

سوژه خنده شد وقتي كه افراطي و خشونت طلب نظام ما مي شويم!!! به بچه ها گفتم از امروز رجانيوز خط كش خط امامه! هر كي اين خط كشو نخوره خط امامي نيست!!!!!!!!!!!

بازار شعرهاي ميرحسيني هم گرم شده!! برخي هاشو ميارم

آگاه كه ما سلسله بدر و حنينيم                     در وادي حق منتقم خون حسينيم

هشيار كه ما شيفته پير خمينيم                     سرباز سپاه سبز ميرحسينيم

 

 يا اين يكي:

اي ميرحسين تبار زهرا داري                  تو رايحه ام ابيها داري

ايام عزاي مادرت نزديك است                در ماتم فاطمه تو آوا داري

 

حالا دوباره دوستان اونوري ممكنه بگن خودشون ساختن..... نامه نگاري هاي حاج آقا كروبي و برادر حسين شريعتمداري هم سوژه اي شده واسه خودش... خيلي جالبه. نامه كروبي فارغ از دعواهاي توش چند تا كد عجيب و غريب داشت...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   | 

برادر حسین شریعتمداری دیروز تو یادداشتی متناقض ستاد میرحسین را به استفاده از نمادهای مخملی و ملهم از تلاش های انقلابی گرایانه آنها جهت اعلام رنگ سبز به عنوان نماد تبلیغی ستاد متهم کرد. این در حالی است که در همان یادداشت موسوی را در عبن حال به سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم نیز متهم کرده بودند. مشخص نشد که بالاخره این کار سوء استفاده از مذهب است؛ پیروی از انقلاب های مخملی است و قس علی هذا. خوب البته اگر غربی ها هم در نمادهای خود به استفاده از رنگ سبز روی بیاورند می توان گفت ما گامی در صدور انقلاب خود جهت استفاده دیگران از نمادهای مذهبی خود برداشته ایم!!

واقعاً دوستان به طرز جلفی انتقادات از میرحسین رو ادامه می دهند. در حالی که دولت با منطق سیب زمینی محور سعی در تزریق نقدینگی در جامعه داره مشکل دوستان این شده چرا برای یک کمپین ستاد میرحسین رنگ سبز رو برگزیده!! نمی دانم مثلاً اگر صورتی یا بنفش جیغ یا رنگی نزدیک به خرمالو رو انتخاب می کردیم باز هم همین داستان بود؟! اساساً چه رنگی رو باید انتخاب کنیم که مخملی نشه؟ در حقیقت جعبه مداد رنگی محدودیت داره؛ هر کدومشم یک جا استفاده شده؛ مثلاً زرد در لبنان مورد استفاده حزب الله یا حتی همین سبز توسط حماس در فلسطین؛ پس حرکت برادران مسلمان ما هم مخملی است؟! در ثانی انتظار داشتند برای ستاد سید اولاد پیغمبر چه رنگی انتخاب بشه؟ زرد گل بهی؟! یا قرمز اناری؟!

این چه داستان و فیلمی است که دوستان سر سید اولاد پیغمبر دارند در می آورند الله اعلم! استفاده از نمادها و رنگ ها در تمام جنبش های اجتماعی و میتینگ های حتی غیر سیاسی هم متداول است؛ حتی نوع پوشش و ... نیز در این رنج می گنجد؛ کجای این داستان خلاف شرع و عرف و ... است باز خدای اعلم است!!!

امروز رو قلم نیوز یک سری عکس های قدیمی مهندس موسوی رو گذاشته که فکر می کنم خیلی ها ندیدند(من جمله خودم تا قبل از این!)

بعضی هاش واقعاً قشنگ هستند که می بینید:

کامل عکس ها رو می توانید در اینجا ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   | 

پریشب در یک مناظره! با مدیر کل ایرنا آقای یاسر مرادی در دانشگاه امام صادق(ع) شرکت کردم که تا چند دقیقه پس از نیمه شب طول کشید. همان طور که پیش بینی می کردم رسانه های اصولگرا به صورت یک طرفه به انعکاس مطلب پرداختند. از جمله همه با یک تیتر "از اصلاحات دفاع نمی کنیم" به پوشش نظر خود پرداختند. ای کاش این دوستان یک مقدار کار رسانه ای یاد می گرفتند تا این طوری مذبوحانه دست و پا نزنند.

برای مثال من این جمله را در ارتباط با انتقادات آقای مرادی از دولت اصلاحات بیان کردم و گفتم که من در این جلسه برای دفاع از دولت اصلاحات نیامده ام و این موضوع جلسه دیگری را طلب می کند؛ اما دوستان طوری مطلب را وانمود کردند که انگار ما اصلاحات را دور زده ایم!!!!

این رویکرد علاوه بر اینکه باعث تشدید بی اعتمادی به شبکه های رسانه ای مقابل می گردد در چهارچوب رسانه حرفه ای نیز نمی گنجد. البته من به اهداف خودم از این مناظره رسیدم که ضرورتی برای بازگویی آنها نمی بینم. برداشت بچه های دانشگاه هم از مناظره خیلی جالب توجه بود که بماند و البته موجب دلگرمی بود. صد البته باز برای دوستانی که به فضای مونولوگ عادت کرده اند انعکاس یک طرفه رویدادها همیشه در حکم مسکن بوده است.

دوستان تو قلم فایل کامل مناظره رو به زودی روی خروجی قرار می دهند تا بتوان راجع به مسأله راحت تر قضاوت کرد!!! این موضوعات برای ما که عادی شده. برای دوستان شاید غیر مترقبه بود.

امروز هم میرحسین مهمان مشهدی ها بود. استقبال از میرحسین تو مشهد همان طور که پیش بینی می شد خیلی با شکوه بود. البته من نگرانی هایی دارم...

برخی از عکس ها خیلی جالب بود. خانم دکتر رهنورد، شیرزن میرحسین هم وارد گود شده. شانه به شانه سید حرکت می کنه. مثل قدیم ها. شاید دهه ۵۰. به قول یکی از بچه های قدیم بسیج تهران می گفت: "تو الزهرا یک مرد هست، اونم خانم دکتر رهنورده!!"

داشتم فکر می کردم اگر برادر محمود به هر دانشگاهی که می رود - با تمام ابزارهای تبلیغی و لجستیک- اینگونه دانشجویان برای او به ابراز احساسات می پردازند؟ انصافاً نه!

خدا ذخیره های انفلاب را حفظ نماید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   | 

اتفاقات جالبی داره در عرصه سیاسی ایران می افته. البته هر جالبی لزوماً دل انگیز نیست. اما اونچه که تو این چند ماه اخیر دیدم و می بینم مطالب مهمی است که انصافاً با ده سال درس خوندن تو بهترین دانشگاه های دنیا هم نصیبم نمی شد. ناگفتنی ها بمونه واسه روزی که گفتنی شدند.

منتظرم.... 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ایمان   |