دیشب سفر دو روزه مهندس موسوی به خوزستان به پایان رسید و انصافاً مردم غيور خطه حماسه ديگري آفريدند. هر چي بيشتر مي گذرد فكر مي كنم رياست جمهوري چقدر برازنده ميرحسينه. سايت كلمه يك حاشيه اي از سفر مهندس به آبادان رفته كه مي تونيد اينجا بخونيد. يك تكه اي از متن رو خودم مي آورم. از اون جهت كه خودم وقت خودندش پشت مانيتور گريم گرفت:
"عکس هايي از ميرحسين که در دوران دفاع مقدس به آبادان آمده بود ديوارهاي مسجد را پوشانده بود. عکسي از موسوی با لباس بسيجي در دست پيرمردي بود که او هم لباسش بسيجي بود و چفيه داشت. وارد مسجد که شد پيرمرد بلند داد زد مهندس 20 سال است که منتظرت هستم. او را شناخت او همان فردي است که در دوره جواني، 25 سال پيش با ميرحسين همان عکسي را گرفته بود که در دست داشت. همديگر را بغل کردند و سخت در آغوش همديگر گريه کردند.
پيرمرد چفيه خود را از گردن باز کرد و در گردن او انداخت. ميرحسين هم دست او را گرفت و باخود به روي جايگاه برد. دراين لحظه مردم شعار سردادند: "موسوي رزمنده حمايت ات مي کنيم". سخنان ميرحسين بعد از مسجد آبادان باشور و هيجان مخاطبان روبرو بود. آنها سرخوش بودند از اين که نخست وزير دوران جنگ براي آنها صحبت کرد"
درود بر دو سيد فاطمي....
در روزهاي گذشته در كوي پسران دانشگاه تهران بن هاي كتاب از سوي كميته امداد آن هم به صورت علني!! و در بين همگان پخش شد كه پس از استفاده چندين باره برخي افراد اظهار شد با كارت كميته امداد بن ها تحويل مي شود. اولاً نوع پخش بي سابقه چنين كمك هايي به صورت علني و نيز نوع استفاده همگان از آنها شاهكاري جديد به حساب مي آمد. شب گذشته نيز در خوابگاه فاطميه دانشگاه تهران ثبت نام براي هديه هاي رييس جمهور كه گفته ميشد "سكه طلا" است داستاني بر پا كرده بود.
اقدامات اخير در دولت نهم البته مسبوق به سابقه است؛ آنجا كه كيف هاي اهدايي و ... از سوي رييس جمهور و نيز هدايايي از سوي برخي مسئولين در كوي دانشگاه توزيع مي گرديد و در حال حاضر به بن كتاب و سكه طلا ارتقاء يافته است.
اتفاق شب گذشته در پي ديدار آقاي احمدي نژاد از كوي دختران در ايام عيد صورت مي پذيرد. اولين سؤالي كه در اين راستا به ذهن مبادله مي شود اين است كه اينگونه اقدامات مقطعي و كمك هاي محدود محلي با چه اهداف و انگيزه هاي احتمالي آن هم در آستانه انتخابات صورت مي پذيرد؟ بن هايي كه به نام كميته امداد و به كام همگان توزيع گرديد.
متأسفانه به نظر مي رسد تلقي دولت نهم از ملت مدرن قرن 21 يك قرية كوچك با تعداد معدودي خانوار است كه كدخداي قريه در بالاترين سطح تصميم گيري به تمشيت امور و مشكلات تمام خانواده ها مي پردازد. حال پس از آنكه توزيع سؤال برانگيز گوني هاي سيب زميني و كمك هاي نقدي به خانواده ها در برخي شهرستان ها با پوشش كميته امداد اما در سطح عمومي، اقدام اخير در ميان دانشگاهيان را چگونه مي توان توجيه كرد؟
آيا آنقدر منابع مالي دولت نامحدود است كه مي تواند اين قبيل كمك ها را به تمام دانشگاهيان در تمام دانشگاه هاي كشور ارائه كند و اگر نه آيا تمام دانشجويان در تمام دانشگاه ها به حكم حقوق برابر شهروندي و قانوني مستحق دريافت آن نيستند؟ و در عين حال آيا تخصيص چنين بودجه اي بدين صورت، بهينه و كارا محسوب مي شود؟ در نتيجه سؤال بعدي آنكه، تا كي بايد به واسطة مكانيزم سعي و خطا، شاهد آزمايش صورت هاي گوناگون تخصيص منابع كمياب مالي باشيم؟!
چگونه است که رییس ملتی که وقت رسیدگی استان به استان و دیدار چهره به چهره با مردم را دارد به بهانه کمبود وقت حدود 18 شورای عالی تصمیم گیری کشور را معطل می گذارد و برخی را منحل می کند؟! و در شاه بیت این غزل انحلال سازمان برنامه ریزی و بودجه کشور را سروده و آن را از حیض انتفاع ساقط می کند!
باید اذعان کرد که با اتخاذ رویکردهای "کدخدامنشانه" و داشتن دیدگاه های خرد نمی توان دولت های معاصر را اداره کرد. برای نمونه فرض کنید شما 1 میلیون تومان بودجه در جامعه ای با 10000 نفر جمعیت در اختیار دارید. برای تخصیص این بودجه 3 روش کلی مترتب است:
البته می توان راه حل های ترکیبی از روش های اول و دوم را نیز پیدا کرد اما به صورت کلاسیک روش سوم بیشتر در دنیا انجام می شود؛ چرا که در روش اول کل پول در چاه ویل مصرف می افتد بدون آنکه وضع کسی بهتر شود و روش دوم نیز به صورت مشخص حاکی از فساد اقتصادی است.
مع الاسف دولت نهم ظاهراً به برنامه ریزی های کلان نگر در حوزه اقتصاد و مدیریت اعتقادی ندارد و خوشبینانه سعی در تمشیت کدخدامنشانه امور با رویکردی خرد دارد و در این راستا هرگونه اقدامی که باعث تهییج و ترویج این مکانیزم گردد مورد استفاده قرار می گیرد. اما نکته باریک تر از مویی که دولت نهم فراموش کرده است اینجا است که دانشگاه و دانشگاهیان را نمی توان با چوب و هویج به راه منظور آورد. آنجا که با چوب تعلیق و ستاره و محرومیت کمترین انتقادی را بر نمی تابد و در چرخشی ناراحت کننده و در آستانه انتخابات؛ با کاری آشکارا پوپولیستی؛ سعی در بازسازی وجهه خود در دانشگاه ها ( و نه تمام آنها!!) با اهدای سکه و بن دارد. باید به دوستان دولت نهم یادآوری کرد در دانشگاه کسی سیب زمینی نمی خورد؛ دانشگاه فروشی نیست.
در چند روز اخیر شدت حملاتی که به مهندس موسوی می شود افزایش چشم گیری یافته است. این توهین ها در حالی صورت می گیرد که سخنگوی دولت مخالفان را به آغاز جنگ روانی بر علیه دولت متهم می کند!!! و این در حالی است که میرحسین همراهان و ستاد خود را به عدم پاسخ به توهین ها فراخوانده است.
در این راستا استراتژی جدیدی در ستاد جنگ روانی حامیان دولت شکل گرفته که همانا "دور و بری ساختن" برای میرحسین است. یادمان نرود که حمله به خاتمی نیز زمانی با حمله به دور و بری های او آغاز شد.
در چند روز اخیر اخبار زیر زیاد به گوش می رسد:
به اقرار مغزهای متفکر جنگ روانی حامیان دولت میرحسین پاک تر و روشن تر از این است که بتوان او را تخریب کرد. در نتیجه:
متاسفانه این تخریب ها و بی اخلاقی ها حد و مرز نمی شناسد و دولتیان با آغاز پروژه مظلوم نمایی سعی در وارونه نشان دادن فرآیند تخریب دارند؛ آنجا که هر گونه انتقاد واضحی از دولت را خاصه در حوزه های مدیریتی و اقتصادی و معیشتی به جنگ روانی منتصب می کنند. اما در عین حال هر بحثی علیه مخالفان دولت حلال و طیب و حق دولت در دفاع از خود است!!!
این داستان ادامه دارد.....
من جمله ايشان فرموده اند:
بر این باورم که اگر احمدینژاد ـ حتی بنا به یک احتمال ضعیف ـ بار دیگر، رأی موافق مردم را برای ورود به خانه سفید خیابان پاستور به دست نیاورد، جای نگرانی نیست. او در همین چهار سال، کاری را که باید، کرده است. دوره او همانند شهابی در آسمان سرنوشت ملت ایران اگر چه عبوری برقآسا داشته، اما خاطره این جهش نورانی از ذهن و دل مردم هرگز پاک نخواهد شد
بايد اعتراف كنم انصافاً من هم با بيانات فوق موافقم. او(برادر محمود) در اين چهار سال كار خود را كرده است و چنان سنگي در چاه انداخته كه چهل عاقل در طي چهل سال آينده نمي توانند در بياورند. البته كار به يك سنگ و دو سنگ محدود نمي شود؛ حذف سازمان برنامه و بودجه، انحلال حدود ۱۸ شوراي عالي اداري كشور به بهانه عدم وقت حضور و عدم كارآمدي آنها، بارها تخلف از قانون اساسي به گزارش سازمان بازرسي كشور(به رياست مصطفي پورمحمدي) و مهم تر از همه نابود كردن چهار سال فروش نفت ايران با بهايي جهاني حدود ۱۴۰ دلار.
يادم مي آيد آن شبي كه آقاي حيدري مجري تلوزيون در پرسش و پاسخ تلوزيوني راجع به انحلال سازمان مديريت به ايشان انتقاد كرد و او در جواب گفت: من تاريخ را خوب مطالعه كرده ام. اين سازمان ها مزاحم هستند و الخ.
امروز كه حدود(به گفته خود دولت و تازه نه ادعاي مخالفان!) ۱ ميليارد تومان پول بودجه معلوم نيست چه شده است پاسخ خوبي به جواب آن شب برادر محمود داده مي شود.
برادر صفارهرندي در جاي ديگري ميرحسين را به دو رويي و عملاً دروغگويي متهم مي كند و از نوكري برادر محمود در مقابل ملت دفاع مي كند:
آری وقتی از کسانی که در میان هنرهای کشورداری و حکومت، به زعم عدهای، شفافیت و صداقت، اصلیترین سرمایهشان تلقی شده است، چنین دورویی اشمئرازآوری مشاهده میشود، آیا چارهای جز تحدی برای دولتی باقی میماند که رئیس و اعضای کابینهاش به پوشیدن لباس نوکری برای ملت، افتخار میکنند و رسم نوکری را آن گونه به جای آوردهاند که مخدومشان خشنود شود و از این طریق رضایت پروردگار را جلب کرده باشند
جالب است بدانيم اولين دادگاه رسيدگي به جرايم روزنامه سلام و حاج آقاي موسوي خوئيني ها شكايت استاندار سابق اردبيل يعني برادر محمود به دليل انتشار گزارشي در سلام بود كه در آن مسئولين استان اردبيل را به دروغ پردازي و ارائه آمار غلط متهم مي كند!!!!! از عدم ارائه آمار درآمدهاي دولت و ساير ارقام به كارشناسان از سوي دولت هم مي گذريم!!! كه البته در راستاي شفافيت بيشتر است!!!
برادر صفارهرندي در ادامه براي مباهله مي آورد:
ما یاران خود را و عملکرد سه سال و نیمه دولت عدالت را به میدان میآوریم، شما نیز کارنامه افتخارات خویش را همراه با یاران متحد و همپیمانانتان فرا خوانید. آنگاه در پیشگاه خداوند، به جای نفرین بر دروغگویان و یاوهسرایان، رحمت و برکت الهی را برای آن گروه طلب کنیم که با مردم راه راستی و صداقت پیمودهاند
بايد بگويم جناب صفارهرندي!
شما كه دوران دفاع مقدس را خوب به خاطر داريد! همان زماني كه كشور با نفت بشكه اي ۷ دلار و درآمدي حدود ۷ ميليارد دلار اداره شد! كه تازه حدود نيمي از آن يعني ۵/۳ ميليارد دلار صرف مخارج جنگ مي شد. شما كه با نفت ۹۰-۱۰۰ دلار نتوانستيد مملكت را در زمان صلح اداره كنيد چگونه به خود جسارت مباهله مديريت را مي دهيد؟!
شما كه دولتتان به اذعان دوست و دشمن برنامه اقتصادي نداشت! چطور رويكرد مرحوم عالي نسب كه مورد ثقت ۱۰۰٪ حضرت امام(ره) در مسائل اقتصادي بود را با خود قياس مي كنيد؟
اگر فرمايش برادر صفار مبني بر عدم اهميت رأي آوري مجدد يا فرمايش خود برادر محمود در اينجا را بخوانيم نمي دانم بايد دست پيش را باور كنيم يا پاي پس را؟!!!!
یک جا خوندم که:
"گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد. بیچاره دو بار بیشتر دروغ نگفت اما انگشت نما شد ولی ما هنوز صادق ترینیم"
نگاهی می کنی ما را! مگر صادق ندیدی تو؟ یا شاید دیدی و رسوا ترین صادق ندیدی تو!
همسر مكرمه حضرت امام(ره) ظاهراً امروز به رحمت خدا رفتند. خدايش بيامرزاد.

در قسمت زير، نامه عاشقانه اي را كه حضرت امام(ره) از بيروت هنگام تبعيد براي ايشان فرستاده اند مي آورم. متني بسيار زيبا كه شايد بسياري از دگرانديشان و روشنفكران حداكثري هم نتوانند اينگونه زيبا براي عزيز خود بنويسند. جداً آدم كف مي كند!!!
«تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد ميگذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روحالله.»
باشد كه الگوي پسران مسلمان ايراني باشد.
پ.ن. مقام معظم رهبري هم در مشهد صحبت هاي مهمي ايراد فرموده اند كه سر صبر بايد تحليل محتوا كرد و راجع به آن نوشت.