تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی اصحاب کهف
مذهبی. اجتماعی. سیاسی

چندی قبل با یکی از اقوام که در بالای شهر ساکن است مشغول تردد به سمت منزلشان بودیم. از او پرسیدم اینجا مسکن متری چند است؟ فرمود: بین ۷ تا ۱۲ میلیون تومان!! گفتم: اوه! اوه! یعنی ۱۰۰ متر آپارتمان می شود ۷۰۰ میلیون تومان!؟ گفت: تقریباْ چون استاندارد خاصی در بعضی کوچه های این منطقه حاکم نیست! بستگی به مذاکرات دو طرف دارد! گفتم ولی به جای این خانه برای سکونت یک خانواده می توان ۱۰ خانه را برای ۱۰ زوج جوان مهیا ساخت یعنی ۱۰ خانه ۷۰ میلیونی متوسط. او خندید.

چندی است از پرکاری حوصله ام سر رفته. ولی همچنان دنبال بیان دغدغه هایم در زمینه مسائل مالی و سرمایه داری اسلامی هستم. نمی دانم ته مساله چی در می آید اما فعلا می نویسم و می نویسم. شاید چندی بعد(که دقیقا نمی دانم کی است) آنها را جمع بندی کنم و صورت مساله برایم روشن شود.

جامعه ای که در آن سرمایه داری صرفا متضمن منافع یک الیگارشی خاص باشد دیر یا زود دچار عصیان می شود و امنیت تولید و گردش سرمایه را مختل می کند بنا بر این فارغ از دیدگاه ارزشی و با یک نظر توصیفی معتقدم که افزایش شکاف های مالی یا حداقل تصور و توهم این امر باعث تشدید عدم آرامش و انباشت نارضایتی در میان توده ها می گردد. که در نتیجه این مباحث در میان مدت و دراز مدت اثرات سوء بر روند فوق الذکر دارد که نقض غرض خود سرمایه داری است.

و لذا یکی از مهم ترین شروط تحقق یک سرمایه داری اسلامی موفق زمینه سازی برای رشد آحاد امت و مدیریت اختلاف های مالی است.

تا به حال به تور ماهیگیری یا تور دروازه های فوتبال دقت کرده اید!؟ وقتی یک گره از آنها را با دست گرفته و بالا می آورید تمام نقاط و گره های دیگر تور نیز هم زمان شروع به بالا آمدن می کنند البته بسته به نزدیکی به دست شما کمتر یا بیشتر. ولی به هر حال بالا می آیند.

جامعه مثل این تور می ماند مثل گرافی همبند که تمام نقاط تحت تاثیر رفتار دیگران اند و همبندی افراد بسته به اینکه چسب های اقتصادی اعتقادی فرهنگی آن چقدر گیرا باشد تغییر می کند. در سرمایه داری اسلامی تقویت چسب های جامعه یک ضرورت و همبندی افراد یک اصل اجتناب ناپذیر است.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط ایمان   | 

ابتدا لازم است تا سالروز تولد سلاله رسول خدا، کشتی هدایت، آقا امام حسین(ع) و نیز تولد علمدار با وفای کربلا، نور چشم امیر المومنین، آقا ابوالفضل عباس(س) و تولد صبور مدینه، آقا زین العابدین، امام سجاد(ع) را به تمام شیعیان امیرمومنان تبریک و شادباش عرض کنم.

چند وقتی است ذهنم به شدت درگیر کار و پروژه و مشغله های اینگونه است. مساله اصلی باز این نیست! چند وقتی است دنبال طرح دقیق مساله هستم! مساله بسیار بزرگ و حجیم است و فازهای چندگانه ای را شامل می شود.

شاید بلند پروازانه به نظر بیاید و تا حدوی حمل بر این گردد که آرزو بر جوانان عیب نیست! اما هدف نهایی فازهای این پروژه تسلط بر منابع اقتصادی دنیا و ترسیم قواعد بازی بر اساس منویات اسلامی است. این کار به هیچ وجه نه آسان است و نه سهل الوصول اما شدنی است. یادمان باشد تنها کاری که چاره ندارد مرگ است.

افزایش ارزش افزوده، تولید دانش و تکنولوژی، بهینه سازی فرآیند توسعه و در نهایت افزایش رفاه عمومی از مهم ترین دغدغه ها می باشد.

در عین حال فعلاْ دنبال محاجه یا بحث نظری بر روی امکان یا عدم امکان این پروژه (سرمایه داری اسلامی) نیستم چرا که فعلاْ در مرحله طراحی مفهومی مساله هستم. از به موفقیت نرسیدن آن هم اصلاً نمی هراسم چون اساساً هدف بخشی از راه حل مساله است که به صورت تدریجی و با صبر و حوصله ای علی وار حاصل می گردد. بنا بر این دنبال حدوث خارق عادت نیز نیستم. آهسته و پیوسته این کشتی به حرکت خود ادامه خواهد داد. شاید ما آن روز را نبینیم. اما مهم این است که این اتفاق روزی بیفتد که مطمئنم می افتد! چون قرآن خود تاکید کرده است: والعاقبت للمتقین یا در جای دیگر می فرماید: و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض... (قصص آیات 6-5)

در ضمن از آدم هایی هم که تنها کاری که بلدند انتقاد است متنفرم. چنین افرادی صرفاً به درد این می خورند که گوشه ای روی صندلی بنشینند و حرف بزنند.

بالا بردن حجم سرمایه و نیز شدت بخشیدن به جریان گردش آن در میان مسلمانان خود به خود منجر به ایجاد پتانسیل های لازم برای ایجاد فناوری های جدید به واسطه تحقیقات منظم و سیستماتیک برای شکستن خطوط مقدم علمی می گردد.

افزایش کیفیت و نیز کمیت تکنولوژی نیز خود منجر به افزایش راحتی مردم در زندگی و زمینه سازی برای بازتولید این چرخه می گردد.

این پرونده ادامه خواهد داشت...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت   توسط ایمان   | 

 دیروز داشتم دنبال کاری می رفتم سمت شهرک غرب. تو این فکر بودم که این همه تلاش و کوشش و دویدن سی چه؟! پول و قدرت و ...

در همین افکار بودم که نظرم از توی تاکسی به بردی کنار اتوبان جلب شد که روی آن حدیثی از پیامبر گرامی اسلام حک شده بود: "خداوند کوشش را برای شما مقرر داشته است پس بکوشید"

وبلاگ را که آپ می کردم یاد این سوال کلیشه ای افتادم که می گفت اول قدرت بود یا ثروت؟ البته از این جور سوالات فلسفی زیاد دیده ایم مانند اینکه اول مرغ بود یا تخم مرغ. به هر حال مهم تر از آنکه اول کدامیک بوده باشد توجه به این نکته ضروری است که این دو روی یکدیگر اثر دیالکتیکی دارند و همدیگر را بازتولید می کنند. در پی اثبات این گزاره نیز نیستم.

و مساله مهم تر این است: مشروع بودن یا نبودن! آیا اساسا رابطه مشروعی میان بازتولید ثروت توسط قدرت و بالعکس وجود دارد یا نه؟ پاسخ این سوال را باید در میان متون فلسفه سیاسی جست ولی آنچه که در عمل اتفاق می افتد نقش کلیدی یک حلقه در میان تمامی حلقه های این زنجیره است و آن "ارباب حلقه ها"! اخلاق است.

آری اخلاق حلقه مفقوده زنجیره حیات انسانی در تمام امور از جمله پیوند میان قدرت و ثروت است.

بپذیریم یا نه افزایش ثروت،به ازدیاد قدرت و کسب قدرت به انباشت ثروت منجر می شود. به نظر من نباید نسبت به هیچ کدام فوبیا داشت. باید در راه کسب هر یک کوشید. همان طور که قوم یهود در این زمینه سخت پیش رفته است و به واسطه هژمونی بر منابع ثروت بر کرسی های قدرت در کشورهای قدرتمند نیز نفوذ فوق العاده ای پیدا کرده است. از معروف ترین این لابی ها می توان به لابی یهودیان آمریکا اشاره کرد.

فقط یادمان باشد که نخ این زنجیره باید در دستان ارباب حلقه ها بچرخد. در این صورت این پیوند نه تنها مشروع و مبارک که مورد تاکید نیز خواهد بود و یک وظیفه به شرطها و شروطها.

نمی خواستم دیگر اینگونه مطالب بگذارم. مهم نیست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت   توسط ایمان   | 

به لحظات بگویید زیاد به خود دردسر ندهند و فرار نکنند. چرا که شک ندارم که به زودی به آنها می رسیم! و از آنها جلو می زنیم! به دنیا نگویید بایستد تا پیاده شوید. بگویید هر چه می خواهی سریع تر بدو! خیالی نیست چون ما از تو جلو خواهیم زد. پیاده شدنی در کار نیست. ما تا آخر خط هستیم.

یاد این جمله معروف افتادم که می گفت: امروز همان فردایی است که دیروز منتظر آن بودیم.

آینده از ما بیشتر خواهد شنید و تاریخ از ما بیشتر خواهد نوشت. فردا از آن ماست. مطمئنم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت   توسط ایمان   |