تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی اصحاب کهف
مذهبی. اجتماعی. سیاسی

پرونده انتخابات مجلس هشتم هم بسته شد. يادتون باشه كه مردم برنده اصلي اين انتخابات بودند (اين حرف صدا  وسيما است ها!)

فارغ از اينكه اصلاح طلبان چند رأي بياورند و دوستان آن طرفي هم همين طور، ذكر چند نكته به نظرم ضروري مياد. تا كي بايد با رفتار سلبي، خودمون رو به ديگران حقنه كنيم؟ آيا وقت اون نرسيده كه كمي هم براي رضاي خدا رو به سمت كارهاي ايجابي  بياوريم؟ هر چند من مي دانم كسي كه نمي كند نمي تواند.

تا كي بايد روز انتخابات ترانه هاي فرهاد و نوري و ديگر تحريك كننده هاي ملي را به مدد آوريم و تا انتخابات بعدي بدرود!؟ مرز پوپوليسم كجاست؟ براي خدا يك نفر پيدا شود و حالي برخي آقايان بكند كه پوپوليسم همان احترام به حقوق توده مردم و حفظ منافع آنها نيست!

براي رضاي خدا يك نفر پيدا شود و به برخي آقايان تذكر بدهد كه برادر! با نفت بشكه اي ۷۰-۸۰ دلار خيلي بهتر از اين هم مي توان مملكت را اداره كرد! توضيح بدهد كه اين موضوع ربطي به دشمني يا خصومت ندارد!

يكي پيدا شود و توضيح بدهد كه مجلس به مثابه چشمان ناظر اتفاقاً بايد مثل عقاب تيزبين، مو را از ماست دولت بكشد تا وجدان مردمي آسوده باشد كه دولت (از هر گروه و با هر تفكري كه هست) به خطا نمي رود.

براي رضاي خدا يكي پيدا شود و براي ما روشن فرمايد كه اين جمله حضرت امام رضوان الله تعالي عليه كه فرمود: "ميزان رأي ملت است" و نيز فرمود: "مجلس در رأس امور است" يعني چه؟ براي رضاي خدا يكي پيدا شود  وبگويد آن روزي كه آقاي زواره اي در مجلس خطاب به امام گفت: "امام بفرمايند ۲۷۰ پوزه بند سفارش بدهند تا مجلسيان اسفاده كنند و حرف نزنند!" عكس العمل امام چه بود؟

يكي براي رضاي خدا پيدا شود و بگويد كه دولت بايد همسوي آراي عمومي و شاخص ترين نهاد تبلور آن يعني مجلس باشد يا مجلس همسوي دولت!

يكي براي رضاي خدا پيدا شود و  منقح كند كه اين چه جرياني است كه در هر انتخابات امام زمان (عج) و ائمه معصومين (سلام اله عليهم اجمعين) و خدا و رسول را به تأييدات غيبي خود مي خواند و مي داند. مگر از دغدغه هاي حضرت امام(ره) مبارزه با خرافات و تهجر و سو استفاده از مقدسات نبود؟

براي رضاي خدا يكي پيدا شود.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت   توسط ایمان   | 

شرمنده به خاطر ديركردن. چند وقته خيلي حوصله ندارم. اين به اون معني نيست كه هيچ كاري نمي كنم ها. نه اتفاقاً خيلي هم مشغولم! دلم گيره! بچه ها به شوخي مي گن نه به اون وقت كه روزي چند بار به روز ميشي و نه به حالا كه هچ!

امروز داشتم سر كلاس به بچه ها سينماتيك درس مي دادم. از يكي از شاگردام پرسيدم رأي دادي؟ گفت: "آقا اجازه، نمي شد! آخه دوباره كف سني رو گذاشتن ۱۸ سال". ديدم راست ميگه بنده خدا. اينها تازه سال ۲ دبيرستان اند و عموماً ۱۶ ساله. پرسيدم متولد چندين؟ گفتند: ۷۰-۷۱. يهو دلم هري فرو ريخت! گفتم پس حتماً جنگ رو يادتون نمي ياد. همين طور كه بچه ها داشتند مسأله اي رو كه پاي تخته نوشته بودم حل مي كردند به فكر فرو رفتم كه اي واي!، من حداقل موشك باران رو از جنگ يادمه! حالا اگه به اينها بگيم جنگ چنين بود چنان بود، چطوري مي خوان تصور بكنن؟

ديشب حدود نيمه شب داشتم كتاب خاطرات فرماندهان جنگ از زبان همسرانشون رو مي خوندم. نوبت رسيده بود به شهيد ياسيني. وقتي آخرين پاراگراف رو مي خوندم دلم شكست و با گريه هاي توي متن همنوا شدم و هاي هاي گريستم. اگه كسي نميدونست و ميديد حتماً مي گفت: آخه! جوون به اين گلي رو ببين! الهي! نازي! خل شده! نصفه شب داره با كتاب، هاي هاي گريه مي كنه! ان شاء الله خدا شفاش بده! البته خودم هم تحليلي جز اين ندارم! اگه اين جور مصائب رو خوندي و ديوانه نشدي بايد به سلامت عقل و روحت شك كرد!

به راستي ما پس از شهدا چه نكرده ايم؟ 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت   توسط ایمان   | 

امروز آخرین روز ماه صفر بود. واجب دیدم تا تمام شدن ماه های غم و غصه را به حضرت زهرا(س) و تمام شیعیان شادباش عرض کنم. انشاء الله همیشه تمام مردم علی الخصوص شیعیان امیر المومنین شاد و سلامت باشند و دشمنانشون خوار و ذلیل.

همه چیز امن و امان و بی تغییر و سرد می گذرد. بالاخره این هم بخشی از زندگی است دیگر. بگذریم تا بگذرد...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت   توسط ایمان   | 

دیروز سه شنبه دوستان اطلاع دادند که شاخه دانشجویی حزب موتلفه اسلامی در اقدامی ناگهانی اقدام به برگزاری ششمین گردهمایی سراسری خود در دانشکده فنی دانشگاه تهران نموده است. از آنجا که تبلیغ مراسم را در روزهای قبل ندیده بودم و نیز مسئولین هیات نظارت اطلاعی از برگزاری مراسمی چنین عریان حزبی! در دانشگاه نداشتند بسیار شگفت زده شدم. من با نفس این موضوع مشکلی ندارم اما معنی این برنامه این است که از فردا احزاب مشارکت یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یا سایر گروه های اصلاح طلب (و نیز تمام احزاب قانونی این سرزمین) می توانند در این دانشکده مقدس برنامه حزبی عریان برگزار کنند.

و باز از این موضوع جالب می گذرم که چرا و چگونه حزبی که عقبه تئوریک و روشی خود را در پس کوچه های تنگ بازار تهران جای گذاشته به دانشگاه می آید و شاخه دانشجویی خود را عرضه می کند. حال  جایگاه دانشگاه در مانیفست این دوستان کجاست الله اعلم!

ولی نکته ای که می خواهم در این اعجاب نامه بیاورم اشاره ای کوتاه به فرمایشی است که جناب  آقای بادامچیان (قائم مقام این تشکیلات) دیروز ایراد فرموده اند: (خبرگزاری ایسنا ۷/۱۲)

" دانشجويان بايد در تمام دانشگاه‌ها فعال باشند و نسل دانشجوي ما يك تحول در مسايل دانشگاهي و مساله‌ي آينده‌اش مي‌خواهد و تشكيلات دانشجويي بايد به طور صحيح، صادقانه و خارج از دانشگاه، نسل دانشجو را فعال كنند و با احزاب ارتباط مداوم و سراسري داشته باشند"

اما ساعتی قبل و اندکی آن طرف تر در نشست همدلی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها با مسئولین وزارت علوم و بهداشت حجت الاسلام محمدیان مسئول نهاد فرمودند: (خبرگزاری ایسنا ۷/۱۲)

" دانشگاه خانه احزاب نيست و مصلحت دانشگاه اين نيست كه احزاب پياده نظامشان را از دانشگاه بگيرند"

قضاوت را به عهده خود شما واگذار می کنم. با اضافه کردن این نکته که با توجه به اشارات صریح مقام معظم رهبری در نفی حزب بازی و تلاش برای جلوگیری از رسوخ احزاب در میان دانشجویان و سوء استفاده از حریم دانشگاه اظهار نظر صریح آقای بادامچیان و نیز برنامه این حزب برای حضور در دانشکده فنی را چگونه می توان توجیه نمود؟

همه اینها در شرایطی است که قبل از این احزاب اصلاح طلب همواره متهم به انجام کارهای مشابه و ایراد صحبت های مشابه با این بزرگواران بوده اند.

حالا ما مانده ایم و دم خروس و قسم حضرت عباس(ص)!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط ایمان   |