مارکس معتقد است تاریخ دو بار اتفاق می افتد : بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی. صرف نظر از اینکه این گفته او درست و عینی باشد و یا محصول شرایط ذهنی او ، بد نیست از این منظر به چند نکته در باره شباهت ها و اختلافات موجود میان 3 نسل انجمن های اسلامی دانشجویان بپردازیم. چه به نظر می رسد گذار نسل اول این انجمن ها به نسل دوم داستان تراژدیک دگردیسی این نهال خودجوش و گذار نسل دوم انقلابی به نسل سوم شاید داستان کمدی این فرآیند گذار باشد.
ایشون که از حلقه های نزدیک به آقای دکتر علی لاریجانی است وزارتش رو مدیون سفارش مقام معظم رهبری به دکتر احمدی نژاد در باب کمک گرفتن از آقای لاریجانی در کابینه است. در برنامه صندلی داغ ایشون تلویحا از چند تا موضوع انتقاد کرد و البته به سرعت از کنار اون ها با زرنگی دیپلماتیک رد شد.
۱- اول نسبت به تعرض فیزیکی دانشجویان تندرو به برخی سفارتخانه ها (محتملا منظور ایشان چند تحصن بسیج دانشجوئی و جنبش عدالت خواه در مقابل سفارت انگلیسه!) هشدار دادند و در عین دادن حق اعتراض به همه فرمودند که پول این خسارات از جیب خود شماها و بیت المال مسلمین پرداخته میشه! نتیجه اخلاقی اینکه:
۱-۱- مهم ترین چالش در مورد تهاجم به سفارت خانه های خارجی و اتباعشون مسأله غرامت مالی مسأله است!
۲-۱- ۲۷ سال قبل که امثال ایشون زدن دک و پوز سفارت آمریکا در تهران رو خورد کردند از نظر ایشون امام خمینی(ره) می بایست با در نظر گرفتن صرفا جنبه های مادی قضیه یه جوری سر و تهش هم می آوردند و قضیه انقلاب دوم و غیره هم مربوط به انتزاعات ذهن حضرت آقا بوده است! ( نعوذ بالله) یا اینکه طبق معمول اون اتفاق محصول شرایط خاص زمانی و مکانی بوده! ولی معلوم نیست چرا این شرایط خاص فقط برای یه نسل( در زمان های مختلف البته!) اتفاق می افته و بقیه نسل ها باید شرایط جدید را درک کنند!
۲-ایشون تلویحا به سر مقاله آقای شریعتمداری در کیهان و جنجال بعد از اون در بحرین اشاره کردند و از همه خواستند منافع ملی رو در نظر بگیرند!
بگذریم از اینکه سنتی ها ما رو مدرن میدونن و مدرن ها ما رو سنتی. این نشون میده ما داریم راه رو درست میریم.
خلاصه خوش گلدی قارداش! در رکابیم پدر!
از همین جا برای تمام دوستانم که دارن تو غرب درس می خونن آرزوی موفقیت و توفیق عبادت می کنم می دونم که احتمالا خیلی (حداقل در این ماه به لحاظ هایی) سختی می کشن ولی اجورکم عندالله تعالی
بیاید با هم دعا کنیم خدامونو صدا کنیم......
خدایا ما را دراین ماه از چنگ شیطان درون و برون رهایی ده و شکرگزار این قرار ده که یکبار دیگر توفیق عبادت و بندگی در این ماه عزیز را به ما عطا فرمودی.
آمین یا رب العالمین
هر کس به طریقی دل ما می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید چرا می شکند
یه روز یکی از گنده های غیر دور اندیش مقداد یه حالی به یکی از این ۱۰۰۰ تا جوون دم پر ممد خان داد.ممدم فردین شد و به خون خواهی رفت و مقابله به مثل کرد. بعد طرفو رو زمین انداختو گفت: " بگو .... خوردم! " گفت نمیگم! دست راست پسره با شمشیر قطع شد! دوباره گفت بگو .... خوردم! و نگفت تا دست چپش هم قطع شد! دوباره گفت بگو .... خوردم! گفت نمیگم! تا ممد اومد پای راستشو قطع کنه طرف گفت: ..... خوردم! ..... خوردم!
بعدم دو دستو وصله زدند که یکیش تقریبا خوب شد و یکی نه!
اینم عاقبت کل کل بی خود!
چند وقت پیش که بند کرده بود به سید ممد خاتمی و هرچی بلد بود نثار مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و ... کرده بود. پریروز که تو ایسنا گفته بود من پرچم دار اصلاحاتم ( بر منکرش لعنت!) و آخر سرم یه تریپ جفت پا رفته بود سراغ حاج آقا جنتی که چرا شما گفتی با خواب و این صحبت ها میشه مملکت رو اداره کرد!
همین روحیه نقادی سفت در کنار ولایت پذیری ایشونه که یک چهره سراسر مبارزاتی ازش به جای گذاشته.
ولی از قدیم گفتن آدم یه سوزن به خودش میزنه یه جوالدوز به مردم!
( از باب امر به معروف گفتیم ها! حاجی من غلامم!)
بعد که جنگ تموم شد فتنه کودتا و تجزیه سپری شد مام برگشتیم سر خونه و زندگیمون سر زمین و سراغ کشاورزیمون! منتها این بار بدون تراکتور!
خدایا تو شاهد باش که من برای تو رفتم و برگشتم. خودتون ماجرای جنگ رو پیدا کنید چون ما زمان جنگ عراق بچه بودیم!
به قول شهید مهندس مهدی باکری: " آه چقدر لذت بخش که انسان آماده باشد برای دیدار ربش ولی چه کنم تهی دستم خدایا تو قبولم کن! "
من در جدیدترین تراوشات ذهنیم به یه تئوری رسیدم که ظاهرش خیلی سادست ولی به نظرم دنیا با همین فرمول ساده اداره میشه.
در عالم فیزیک اختلاف ولتاژ الکترون را به حرکت در می آورد، اختلاف فشار سیال را به حرکت در می آورد، اختلاف دما انتقال حرارت را به وجود می آورد و اختلاف سرعت نیرو به وجود می آورد.به این معنا اختلاف های طبقاتی(اقتصادی)، اعتقادی،فرهنگی و قومیتی نیز حرکت های سیاسی – اجتماعی را شکل می دهد و این همان چیزی است که مارکسیست ها در حالت خاص و یک وجهی و ناقص ( در باب زیربنایی بودن اقتصاد و روبنایی بودن سایر چیزها) آن را مطرح کرده اند.
من فکر میکنم حداقل به لحاظ تئوریک با از بین بردن هرگونه اختلاف می توان هرگونه حرکت را از بین برد (در معنای استاتیسم) و نیز می توان با ایجاد اختلاف های کنترل شده در برخی موارد حرکت مطلوب و نتیجه مناسب را به دست آورد (به معنای دینامیسم). دینامیسم در عالم سیاست و در حالت آنارشیستی اش به سیاست قدیمی انگلیس یعنی " اختلاف بینداز و حکومت کن " تبدیل می شود. پروسه ها ترکیبی از استاتیسم و دینامیسم هستند، پروسه اعم از حرکت است.
بنابر این کلید حل مشکلات زندگی بشر در دانایی و آگاهی از علم مدیریت اختلاف یا همان میثاق عدالت است.
در این زمینه بیشتر می نویسم.
شما هم راجع به این موضوع فکر کنید و برام کامنت بذارین تا بعدا یک بحث مفصلی در این باب بکنیم.
اما بعد:
۱- خبرگان رهبری به عنوان عقبه استراتژیک نظام محل نزاع و تسویه حساب های شخصی نیست تا اونجا که صدای مقام رهبری رو هم در آورد و نسبت به همراهی برخی رسانه های داخلی با بیگانگان و لزوم دوری از حریم این نهاد هشدار داده شد. این به اون معناست که دهن بعضی ها از این به بعد به دلیل در افتادن با ایشان مورد عنایت قرار میگیره! ( قابل توجه آقای م.ق. و روزنامه ا.م. حاجی مراقب خودت باش!)
از طرفی بعضی از سایت ها مثل ر.ن. هم کم نذاشتن و هرچی از دهنشون در اومده به حاج اکبر گفتن! ( نمردیم و معنی اتحاد و وفاق ملی از نظر این آقایون رو هم فهمیدیم!)
۲-شیخ اکبر نشون داد که بیدی نیست که با این بادها بلرزه! ( به خدا من به هاشمی رای ندادم و صنمی ندارم!)
۳-طرف مقابل می خواست با سیاست چراغ های خاموش آیت الله جنتی -که وجه فقاهتشون بر امر سیاسیشون می چربه- رو به ریاست برسونن و حاج اکبر رو رکب کنند که خطر از بیخ گوشش رد شد!
۴-آیت الله مصباح یزدی به طرز معنا داری کاندید نشد.
۵- حدود ۱۰ نفر غایب بودن که هر دو طرف مدعی اینن که این بزرگواران با اونها هستند!
۶-آقای هاشمی آیت الله هاشمی شاهرودی رو به عنوان نامزد معاون اول مطرح کرد تا هماهنگی خودش با اون وریا رو به رخ بکشه! ( تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل)
۷- مقام رهبری در اظهار نظری فرمودند که خبرگان با سابقه ها را انتخاب کردند. این به اون معناست که سابقه آقای هاشمی از آقای جنتی و آقای مؤمن از آقای شاهرودی بیشتر است.
۸- در این چند روز همه از حاج حسین شریعتمداری در کیهان گرفته تا دکتر محمدرضا خاتمی در مشارکت سعی کردند تا نشودن بدن شیخ در اردوگاه اونهاست! حالا الله اعلم که شیخ با کیه!
هر اندیشه ای که در عرصه عمل به نتیجه مفید و مثمر ثمر منجر بشه به شرطی که با تجربه در تناقض نباشه عین حقیقته.
او همچنین برای اندیشه تا زمانی که به صورت انتزاعی در ذهن وجود داره و به عرصه عمل پا نگذاشته اصالتی قائل نیست.
صرف نظر از اینکه نظرات آقا ویلیام چقدر درسته - که البته برای خودش محترمه- این موضوع جالبه که بچه هایی که علوم انسانی خوندن وقتی به ما بروبچ فنی میرسن ورد عملگرا از دهنشون نمی افته!
بماند که ما فنی مسلک ها در راه انداختن و جا انداختن پدیده ها استادیم و خودمون یه پا مرد عملیم ولی یادمون نره که هر عمله ای عملگرا نمیشه!
تو این فکر بودم که به دلیل مشغولیات اجرایی توی این چند سال دانشگاه (برادرا می دونن چی میگم) چه قدر تو تایم اوت دنیا استند بای شده بودیم.
این شد که گفتم همین امروز که دوره استراحت آغاز میشه یه وبلاگم بندازم تنگش تا تجربه ای باشه جدید و وسیله ای برای ارتباط با سایر برادرا (اعم از موافق و مخالف) و اینکه نشون بدیم ما علاوه بر همه کارهای قبلی در زمینه مالتی مدیا هم دستی بر آتش داریم!
پس یا علی!
گواهی میدهم که او یکتاست و بی مانند و ستایش تنها او را سزاست.
گواهی میدهم بر حقانیت آخرین رسول حق و ۱۲ جانشین با وقارش و درود می فرستم بر خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی(ص) و جانشین برحقش آقا امیر مومنان علی(ع) و سلام بر فرزندانش یکایک از امام مجتبی(ص) تا آخرین منجی بشریت امام ابولقاسم، محمد، مهدی(عج).
خدا کند که بیاید.
انیشتین خنده ملیحی کرد و گفت: " ممکنه خانم ولی یه حالت خیلی بدترم ممکنه اتفاق بیفته و اون اینکه این مادر مرده زیبایی رو از من و هوش و نبوغش رو از شما به ارث ببره!
خدا کنه تحلیل های ما مثل این خواهرمون آبدوغ خیاری نباشه و الا فاتحه!